خرید بک لینک

از اول صبح که بیدار شدم تشنمه.

سحری خورشت قیمه خوردیم، فک کنم زیاد ادویه داشته برای همین تشنه شدیم.

خداکنه فقط سردرد نشم.

صبح ساعت هشت اومدم سرکار، ختم قرانم رو خوندم؛،

برم سایت رو مرتب کنم.

دیشب از ساعت هشت که رفتم تو آشپزخونه تا یک داشتم غذا میپختم ظرف میشستم دوباره ظرف میشستم، و....

ی پیج تو اینستاهست به اسم هپی لی وومن، پیج تغیر سیک زندگی برای خانم هاست،

ی چیزی گذاشته بود برای درمان کم آبی بدن،

دیشب درست کردم، از اون معجون که خیلی چسبناک و بد بود ی قاشقش رو خوردم، واقعا معجزه کرد، منکه همش لبام خشک میشد بخصوص تو رمضان و با هیچ بالم لبی خوب نمیشد با این معجونه کلا خوب شده لبام.

فک نمیکردم اینقدر تاثیر داشته باشه،

خوبه که بقیه کارهایی که گفته رو هم امتحان کنم.

مثلا برای تنظیم هورمون ها کلی کار میگه انجام بدی، سخت نیست اما حوصله میخواد.

مامان یکی دیگه همکارا فوت شده داشتن میرفتن تشیع جنازه اما من نرفتم×

از اینطور جاها بدم میاد.

البته کارم اشتباهه، فک کنم وقتی بمیرم هیچکس نمیاد تشیع جنازم.

جوجه هامون خیلی بانمک شدن، من از اون شخصیت هام که اگه از حیوونا نمیترسیدم عاشقشون بودم،

خیلی خرن.

اینقدر قشنگ میخوابن.

بچه ها هم کلی باهاشون سرگرمن،

من میرم تو اتاق یا اشپزخونه یا رو مبل، اونا جوجه ها رو میارن تو هال.

سوار ماشینشون میکنن و میرن دنبالشون، عشق میکنن با این جوجه ها.

اولین قدم رو برای ترسم برداشتم، دیشب حسین گرفتشون بهشون دست زدم.

حیوون خونگی داشتن برای بچه ها خیلی خوبه، بچه ها که مدام میخوان یکی باهاشون بازی کنن، حیوونا هم که دوست دارن، کلی بچه ها سرگرم میشن.

چندوقت پیش یکی از همکلاسی های دانشگاهم بهم زنگ زد که ی گربه خونگی دارم، دیگه نمیخوامش میخوای بیارمش برات،

و من گفتم میترسم نمیخوام.

کاش نمیترسیدم میوردش بچه هام کلی خوشحال میشدن.

فک میکنم با سگ میتونم کنار بیام ولی گربه نه.

صبح که توراه میومدم 1 آهنگ گذاشتم به نظرم قشنگ نبود، 

حوصله کتاب گوش دادن هم ندارم.

امشب دیگه باید بریم خونه خواهرشوهرا عید دیدنی.

امروز روز تولد دوسالگی آرمانه و من نمیدونم چیکار کنم.

1یکنم سرش نمیشه.

و هم اینکه پول نداریم.

حسین بازم چک داره و هیچی پول نداره،

باید براشون دوچرخه بخریم،

ماشین شارژی هم میخوان.

ماهان هروز میگه بهار شده پس کی برام تولد میگیرید.

خوبه اصفهان که رفتیم تو باغ پدرشوهر ی کیک بخریم و تولد بگیریم.

کیک ریکی زوم هم میخواد حتما.

ی خرید حسابی هم باید بریم برای خونه،

شت....

تو روحش.

برچسب: نویسنده: آبتین مهدوی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 18:06

صفحه بندی