یعنی گل کشیده بود - تاریخ: 1402/4/5 ساعت: 18:29
اینقدر این مدت همش ی جاییم درد میکنه که دیگه خجالت میکشم به کسی بگم حالم خوب نیست. داشتم به همکارم میگفتم، میگفت که بخاطر بی خوابیه. البته شایدم همینطور باشه. وضعیت خوابم پوکیده. شبا دیر میخوابم صبح زود بیدار میشم. ظهر ها نمیتونم درست بخوابم. پوکیدم دیگه. امروز که مراقب جلسه امتحان بودم ی دختره چادر...
همون مرد دیوونه - تاریخ: 1402/3/28 ساعت: 15:25
اون مرده ک چندروز پیش اومده بود اونکارو کرد،  امروزم اومد،،،   سکته کردم تارسیدم سرکار.  میخواستم عکس پلاک موتورش بگیرم زنگ بزنم ۱۱۰ پلاک نداشت،   به همکارم گفتم،  گفت این مرده جنون داره، قبلا میرفته دم ی مدرسه،  زنگ زدن پلیس دیگه نیومده.  منم فردا اگه باز دیدمش سریع زنگ پلیس میزنم.  واقعا دیوونس، ا...
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور - تاریخ: 1402/3/28 ساعت: 15:25
صبح زود اولین روز هفته بخیر :) این آخرهفته خیلی خوب بود:) پنج شنبه که جوج گرفتیم و چیپس و پفک و قلیون :/ تو حیاط خونه خودمون پارتی گرفتیم:) تا سه شب بیدار بودیم. جمعه هم صبح رفتیم ده، خیلی خوبه اونجا، بخصوص بچه ها خیلی دوست دارن. وسط ده ی استخر بزرگ داره، جدیدن قشنگ درستش کردن، تمیزه. آب ته استخر بو...
گزارشات امروز، بازم سردردم. - تاریخ: 1402/3/28 ساعت: 15:25
دیروز ظهرساعت دوازده و نیم که میخواستم برم خونه، خیلی آفتاب شدید بود، شدید..... هوای اینجا خیلی گرم شده، عینک دودیم هم نیورده بودم، داشتم کور میشدم، که وسط راه یهو حسین رو دیدم :)) از ی مغازه اومد بیرون. انگار فرشته نجات دیدم:) واقعا تو این افتاب خیلی اتفاق خوبی بود. حسین منو رسوند خونه و رفت دنبال ...
از امروز بگم برات - تاریخ: 1402/3/11 ساعت: 22:56
دیروز از پنج عصر که بیدار شدم تا دو شب داشتم گوشت ها رو سروسامون میدادم، البته خیلی زیادم نبود، یخورده هم شاید من کند کار میکنم. در کنارش فیلم رهایم کن هم میدیدم،؛ دوستش داشتم. دیروز بارها با خودم گفتم چقدر کارمون اشتباهه که یهو گوشت و مرغ و گوشت چرخکرده و همه چی رو باهم میخریم. یعنی قشنگ پوکیدم. حس...
چهارمیثاق - تاریخ: 1402/3/11 ساعت: 22:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
فیلم زخم کاری - تاریخ: 1402/3/11 ساعت: 22:56
کاش یکی بیاد تفاوت انیمه و انیمیشن رو برام توضیح بده؛، من هیچوقت نفهمیدم انیمه چیه. کاش یکی میومد برنامه فیلیمو رو، رو تلوزیونمون نصب میکرد. دیشب داشتیم فیلم زخم کاری رو میدیدیم، جواد عزتی چقدر تو این فیلم کاریزماتیک شده :) تا دو شب داشتیم فیلم میدیدیم، درحالی که من نهار نپخته بودم، ظرفها کثیف بود و...
صابر - تاریخ: 1402/2/21 ساعت: 12:32
الان تو یکی از وبلاگها دیدم درمورد یکی به اسم صابر راستی کردار نوشته بود،  ی پست از اون آقا.... درمورد سرطانش نوشته بود، با تمام وجودم ناراحت شدم، خودمو جاش گذاشتم. اینکه مدام درد داشته باشی، اینکه حس کنی معلوم نیست دردهات کی تموم میشه. اینکه فکر کنی هروزی که میگذره دردهات کمتر نمیشه که هیچ، شاید بد...
بالاخره تولد گرفتیم - تاریخ: 1402/2/21 ساعت: 12:32
دیگه دیروز بالاخره برای بچه ها تولد گرفتیم،  مامان بابای من و داداشم اومدن و خودمون. اینقدر ماهان ذوق کرده بود که هرکدوم کادوهاشو باز میکرد جیغ میکشید./ دیشبم از ذوقشون خوابش نمیبرد، آورده بود گذاشته بود کنارش و خوابید، صبح هم هردوشون از ذوقش ی بار که حسین رو بیدار کردم اون دوتا زودتر بیدار شدن که ب...
خطر کردم - تاریخ: 1402/2/21 ساعت: 12:32
امروز ظهر ی کار خطرناک کردم من از اینکه پلاستیک و چیزهای بازیافتی رو همینطور بریزم دور،  حس بدی دارم،  همیشه جدا میکنم.  امروز ظهر دیدم ی خانمی داره تو اشغالا بازیافتی جمع میکنه،  بهش گفتم بیا دم خونه من یکم بازیافتی دارم بهت بدم.  خانمه اومد تو خونه،   تو حیاط بعد بهم گفت میشه بهم آب بدی،   با کلی ...
شوهر اهو خانم۲ - تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 16:02
کاش ی ذره بچه ها مستقل میشدن،  به معنای واقعی پاهام درد گرفته.  قشنگ ی نفر فقط در اختیارشون باشه ببردشون دسشویی بهشون اب بده،   کاش حداقل خودشون میرفتن اب میخوردن.  تو فلاسک هم اب میکنم میرن اب بازی،  همشو میریزن۰ صدتا قمقمه خریدم،  باهاش باژی میکنن ابشو میربزن همه جا رو خیس میکنن.  خودشون نمیخوابن،...
اینم از امروز - تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 16:02
امروز هرکار کردم بچه ها برن خونه مامان نرفتن.  دلم میخواست وایفا وصل بود۰ اشتراک فیلیمو داشتم،  بچه ها نبودن.  فیلم رهایم کن میذاشتم میخوابیدم جلو تلوزیون میدیدم.  اما الان برم نهار بیارم بخوریم،  حسین مریض بود روزه نگرفت منم نگرفتم.  بعدش لباسا رو بیارم اتو کنم.  حمام و دسشویی هم بشورم.  خوابم هم م...
استاد دیدن خواب های مزخرف اومد - تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 16:02
دیشب خیلی پاهام درد میکرد، از بس دارم تو خونه راه میرم و ی کاری میکنم، کارهام تمومی نداره، این خونه هم خیلی جاهاش سرامیکه،  به حسین گفتم من نمیتونم خیلی گاز وایسم، سحری رو تو بپز، نرفت، خودم مجبور شدم برم. اما چه سحری شده بود :/// گوشتش نپخته بود، بعد خورشت رو کرده بودم تو آرامپز؛ اما انگار اینقدر پ...
احساس خوب - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 18:06
از دیروز عصر خیلی سردرد بودم، بعد از افطار که روزم رو باز کردم سردردم هزار برابر شد، یجوریه که وقتی سردردم نمیتونم بخوابم حس میکنم دردش بیشتر میشه نمیتونم کاری بکنم، ی حس بی قراری مسخره میاد سراغم، ی جوری که من ی درد کشنده دارم و هیچکس نمیتونه برام کاری بکنه. گاهی جس میکنم جمجه ام داره میشکنه از تو،...
هرچی از فکرم میگذره - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 18:06
از اول صبح که بیدار شدم تشنمه. سحری خورشت قیمه خوردیم، فک کنم زیاد ادویه داشته برای همین تشنه شدیم. خداکنه فقط سردرد نشم. صبح ساعت هشت اومدم سرکار، ختم قرانم رو خوندم؛، برم سایت رو مرتب کنم. دیشب از ساعت هشت که رفتم تو آشپزخونه تا یک داشتم غذا میپختم ظرف میشستم دوباره ظرف میشستم، و.... ی پیج تو اینس...
بقیه روزمرگی ها - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 18:06
تولد دوسالگی آرمانم مبارکم باشه. بمیرم که قرار نیست برای بچم تولد بگیرم :/ امروز سه قسمت از زندگی پس از زندگی دیدم. دوتاش خیلی هم جالب نبود اما حس ترس بهم داد. اما یکیش که ی خانم دکتره اتفاقات رو توصیف میکرد خیلی دوست داشتم. میگفت تو اون دنیا انگار همه چی ی جور انرژیه، قبلا که کلی زده بود به سرم که ...
قشنگه - تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 18:55
چشم تو دنیای من است، این قصه رویای من است، تویی دوای دردم..... اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان، چراغی آور، و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم. در دلم دردی پنهان است، با دلم چه کردی،؛ این جهان من زندان است با دلم چه کردی، به شهر عاشقت راهی شو..... Adblock test (Why?)
هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند - تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 18:55
کتاب هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند رو شروع کردم برای گوش دادن، به نظرم باید قشنگ باشه، نویسنده هفتاد سالشه و تو 20سالگی ی سری جملات فلاسفه رو نوشته و الان دوباره دفترچه اش رو پیدا کرده و از دیدگاه الانش درموردش توضیح میده. نکته اولش که گفت به نظرم جالب بود میگفت ما ادم ها بلد نیستیم از زن...
سردرد۱ - تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 18:55
شدیدن بدن دردم سردردم از اونروزاست ک دلم میخواست قرص سرماخوردگی بخورم و بخوابم.  اما نمیشه بچه ها چسبیدن بهم،  تکون نمیخورن میگن میترسیم Adblock test (Why?)
خب خب - تاریخ: 1401/12/20 ساعت: 17:04
مهمونا اومدن و رفتن،  دیر اومدن و دیرهم رفتن،  البته اینکه نخوان زود برن خیلی خوبه،  شوهرای کرکروشون رو نیورده بودن